أبو علي سينا
ديباچه 32
النجاة من الغرق في بحر الضلالات
لاندا كاوشهاى زتا را گستردهتر ورساتر مىسازد . سود دفتر زتا اينست كه پيوند ميان صورت ومادة را روشن مىسازد وسود دفتر لاندا هم اين است كه مىرساند كه تا چه اندازه شايسته است بگوييم كه هر چيزى را علت وسببي هست . أرسطو مىگويد كه گذشته از علت نخستين چيزهايى كه أنواع گوناگون دارند جز از روى مشابهت ومانندگى يك سبب ندارند . أو صورت فرد را جز صورت نوع مىداند وگفته است كه صورت ومادة وسبب افراد يكى نيستند اگر چه زير يك كلى هستند ( 5 , 1077 a 27 ) از اينجاست كه باز مىگويد كه علت كلى نداريم ( 5 , 1017 a 19 - 23 ) وناگزير علت نخستين مبدء عام نيست بلكه روانى است مشخص . سرانجام بايد گفت كه لاندا وفيزيك بهم پيوستهاند ، لاندا فصل يكم بند 1069 a 23 ، بررسى از گوهرهاى ديدنى را به فيزيك باز مىگرداند . چه آنها چندان از فيزيك بدور نيستند وموضوع دوم آن هستند وزير گوهرهاى برتر از ديدنىها ، وچون به جنبانندهء نخستين وابستهاند ، فلسفهء نخستين آنها را هم فرا مىگيرد . نبايد مانند بونيتس گفت كه لاندا جنبهء فيزيك دارد بلكه آن از رهگذر موضوع هم از دفتر هشتم فيزيك كه مانا نتيجهء متافيزيكى طبيعتشناسى است به خوبى جدا است وگونهاى پايان است براي فيزيك . دفتر هشتم براي هستى جنبانندهء نخستين وبىجنبش دليل مىآورد ( هاملين 317 - راس 133 - 135 ) وآن را مانند صورت يا مبدء برتر وبىگستردگى نشان مىدهد ، ولى لاندا دورتر مىرود وروشن مىسازد كه آن جنباننده انديشهايست ناب وعلت بود گوهرها نه تنها جنبش آنها ، بلكه لاندا از هستى از ان روى كه هستى است واز خدا كاوش مىكند ، پس فلسفه در لاندا معنى خود را مىيابد كه همان ثئولوگى يا خداشناسى باشد واز قلمرو فيزيك در مىگذرد . اين رشتههاى گوناگونى كه لاندا را با ديگر دفترها مىپيوندد مىرساند كه آن بررسى جداگانهاى نيست كه بسيار ديرتر در متافيزيك گذارده شده باشد ، چنان كه ناشران آن مىپندارند . يگر مىگويد كه لاندا بسيار ديرينه است اگر چه با آلفا وبتا هم زمان نباشد . اينكه گفتهاند كه واژههاى « خداشناسى وفلسفهء نخستين » در ان نيامده است دليلي رسا نيست . لاندا از اپسيلون وگروه « زتا ، اتا ، تتا » جلوتر است . يگر به همان دليلهايى مىگرايد كه ما در گزارش اپسيلون وگاما ويوتا آوردهايم . چون از يك سوى مانا در لاندا انديشهء خداشناسانه وگرايش به يك خداى